+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 20:2  توسط ساسان
|
دلم تنگش شده ! ( دلم تنگه ، دلم تنگه ، دلم تنگشه ) حالا همتون بگین زن ذلیل ولی من بازم میگم دوستش دارم ( و خواهم داشت )
نه مثله اون ن..د که واسه یه چیز دیگه میخوادش ! 
واسه خودش میخوامش ، چی شده !؟!

امروز هم که آدرس اینجا رو بهش دادم ! حالا فهمیدین چرا میگم نظر خصوصی بدین ؟
حالا بشینین کلی واسه ما بخندین !

اوخی یاده اسمم که تو گوشیش ذخیره بود افتادم [ ساسان خنده ] 
یاد لوک خوش شانس هم افتادم همش آخرش تنها بود ( مثله من ) : 
دلم جدا" براش تنگیدهاااااااااا ، دوستت دارم

Sms Va ... J dade nemishavad ! nemikham deldarim bedin man sanazam ro mikham
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 13:25  توسط ساسان
|
امروز هم که صبح مطلب میزارم ! نه ... از مدرسه نیست !!! امروزم مدرسه نرفتم تا شاید یه ذره درس بخونم

هر چی میخوام بخونم هی یاد خنده های عشقم میوفتم

آخه الان هم موقع ترک کردن بود ؟!

بگم چیکارش نکنه خدا ... شیطونه میگه برم بزنم ن..د رو هااا

لااقل زنگ میزد یه خورده نازم میکرد

موبایل هم نداره گوجی گوجی من ! البته تو فیس بوک پیام میدم بهش

اونم باید از زیره زبونش انرژی بکشم

یه عکس ازش بزارم اینهاش :

البته خودش ببینه !!!

الان حتما" مدرسه هست داره علم فرا میگیره

عاشقشم

دیگه خسته شدم برم یه ذره درس بخونم

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:2  توسط ساسان
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 22:24  توسط ساسان
|
امروز مدرسه بچه ها هی همه در مورد عشقم داشتن حرف میزدن !!! اسمش رو گزاشتن [ زنبوری ]

البته راست هم میگین ( میگن ) مانتو که چی بگم از پیراهن های منم کوتاه تر بود ولی خوشمل شه بود هاااا ! امروز دیگه هر کی رفته بود جشن چه نرفته بود ( سی دی جشن رو دیده بود ) داشتن در مورد عشق من حرف میزدن ( البته با احترام هااا )
حیف شد نرفتم ! ! !
منم دیدم خیلی باحال بود مثله همیشه ناناز و خوشمل شده بود . 
شما هم نظر ندین ها فقط بیاین مدرسه بهم بخندین !!! [ دارم براتون ] 
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 11:12  توسط ساسان
|
هااااا ؟ چیه شوکه شدین ؟ به ما نمیاد که ژیش دوستی بدیم ؟ نه بابا اونجوری نیست که شما فکر میکنین

فقط پیشنهاد ددوستی تو فیس بوک دادم و یه پیام هم دادم بهش ( به شما ها چه که چی نوشتم ؟ )
الان نرین جار بزنین من رفتم بهش پیش دادم هااا ! تا حالا باهاش چت هم نکردم ولی گاماس گاماس میحرفم باهاش
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 17:20  توسط ساسان
|
امروز این وبلاگ رو زدم خیلی خوشم میاد وب نویسی کنم ! البته قبلا" هم میکردم ولی بیشتر وبلاگ خبری داشتم ( خودتون خبر دارید که ) ولی خوب این رو میخوام تقدیم عشقم بکنم ( البته هنوز ندارم ) ولی فکر کنم به یکی دارم علاقه مند میشم .
اسمش رو بعدا" میگم الان بگم دیگه براتون جالب نمیشه !
نظر هم میخواین بزارین خصوصی بزارین .
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 0:5  توسط ساسان
|